آشنایی متد ادگار ویلمز در آموزش موسیقی کودک | بررسی تخصصی مبانی فلسفی و عملی
دنیای پرشور آموزش موسیقی کودک، همواره بستری برای ظهور اندیشههای خلاقانه و نظاممند بوده است. در این میان، برخی از آموزگاران و پژوهشگران، نقشی فراتر از یک معلم ساده ایفا کردهاند؛ آنها با درک عمیق از روان کودک و ماهیت موسیقی، شیوههایی را پایهگذاری کردهاند که تا دههها پس از آنها، مسیر یادگیری را روشن نگه میدارد. وقتی از برجستهترین نامها در این عرصه سخن به میان میآید آموزشگاه موسیقی کودک پارسه
بیتردید نام ادگار ویلمز در کنار معدود چهرههای شاخصی چون کارل ارف و زولتان کدای قرار میگیرد. آشنایی متد ادگار ویلمز در آموزش موسیقی کودک، دریچهای است به روی فهم شیوهای که موسیقی را نه به عنوان یک مهارت مکانیکی، بلکه به عنوان بخشی از جوهره انسانی معرفی میکند. آگاهی از این متد برای هر مربی، والد آگاه و هنرجویی که دل در گرو فهم عمیق موسیقی دارد، ضرورتی انکارناپذیر است.
هدف از نگارش این مقاله که با الهام از تجربیات و منابع آموزشگاه هنر پارسه گردآوری شده، ارائه روایتی جامع از این شیوه آموزشی است. میخواهیم ببینیم چرا متد ادگار ویلمز در موسیقی کودک توانسته است پس از سالها همچنان الهامبخش باشد و چگونه میتوان با درک اصول آن، بنیانهای محکمتری برای نسل جدید هنرجویان بنا نهاد.
نگاهی متفاوت به موسیقی کودک چرا ادگار ویلمز ماندگار شد؟
ویلمز موسیقی کودک پیش از آنکه به جزئیات متد بپردازیم، باید این پرسش را مطرح کنیم که اساساً چه نیازی به وجود متدهای تخصصی در آموزش موسیقی به کودکان احساس میشود؟ آموختن موسیقی در سنین پایین، تنها به معنای فراگیری الفبای نتها و تکنیکهای یک ساز خاص نیست.
این فرایند، درگیر شدن با جهانی از مفاهیم انتزاعی همچون ریتم، هارمونی و صوت است که پیش از هر چیز باید در ذهن و بدن کودک ریشه بدواند. شیوههای سنتی که اغلب بر تکرار و حفظ کردن تأکید داشتند، از این حقیقت غافل میماندند که مخاطب آنها انسانی با ویژگیهای روانشناختی منحصربهفرد است.
اینجاست که اهمیت رویکردهای مدرن آشکار میشود. در میان انبوه روشها، رویکرد ویلمز موسیقی کودک یک تمایز اساسی دارد: بازگشت به طبیعت انسان. ویلمز برخلاف بسیاری از همعصران خود، باور داشت که موسیقی پیش از آنکه یک علم یا هنر آموختنی باشد، یک تجربه زیسته است. او موسیقی را با عناصر بنیادین حیات مانند تنفس، ضربان قلب و حرکت پیوند میزد. این نگاه کلنگر، متد ادگار ویلمز در موسیقی کودک را به یک روش صرفاً آموزشی بدل نمیکند، بلکه آن را به یک فلسفه پرورشی تبدیل میکند.
جستاری در زندگی و جهانبینی ادگار ویلمز
ویلمز موسیقی کودک برای فهم عمیقتر این متد، مروری بر زندگی ادگار ویلمز ضروری است. او که در اواخر قرن نوزدهم در بلژیک چشم به جهان گشود، دوران حرفهای خود را با تدریس در مدارس آغاز کرد؛ تجربهای که درک مستقیمی از دنیای کودک به او بخشید
اما روح جستجوگر ویلمز به این حد قانع نبود. او که به صورت خودآموخته دانش تئوری موسیقی و هارمونی را فرا گرفته بود، خیلی زود به این نتیجه رسید که بین آموزههای رسمی موسیقی و نیازهای حقیقی هنرجویان، شکافی عمیق وجود دارد.
اقامت کوتاهمدت او در فرانسه و تجربه زیستن در آکادمی ریموند دانکن، او را با اندیشههای نوین در باب حرکت و بیان آشنا کرد؛ چنانکه ردپای این آشنایی را بعدها در تأکید ویژهاش بر حرکات موزون میتوان دید. با این همه، بزرگترین تحول فکری ویلمز در ژنو رقم خورد
او در کنسرواتوار ژنو، ابتدا به عنوان هنرجو و سپس در مقام استاد، به صورتی نظاممند به پرورش ایدههای خود پرداخت. تدریس دروسی چون فلسفه موسیقی و توسعه شنوایی برای بزرگسالان، نشان از آن دارد که نگاه او به متد ادگار ویلمز در موسیقی کودک، ریشه در مباحث نظری عمیق و انسانشناختی داشت.
بنیانهای نظری سهگانهای که آموزش را متحول کرد
وقتی از آشنایی متد ادگار ویلمز در آموزش موسیقی کودک سخن میگوییم، لاجرم باید به سهگانه مشهور او اشاره کنیم که شالوده تفکرش را تشکیل میدهد. ویلمز با نبوغی تحسینبرانگیز، سه عنصر «ریتم»، «ملودی» و «هارمونی» را متناظر با سه بخش «بدن»، «احساس» و «ذهن» در انسان میداند. این تطابق ساده اما ژرف، کلید اصلی فهم متد اوست.
-
ریتم و زندگی جسمانی: از نگاه ویلمز، ریتم پیش از آنکه یک مفهوم ریاضی در موسیقی باشد، یک تجربه فیزیولوژیک است. ضربان قلب، حرکت گامها، و حتی الگوی تنفس، همگی قبل از تولد در کودک وجود دارند. بنابراین، آموزش ریتم نباید با توضیحات انتزاعی آغاز شود، بلکه باید از طریق فعالیتهای بدنی، راه رفتن، دویدن و حرکات طبیعی بدن به آگاهی کودک بیاید.
-
ملودی و زندگی عاطفی: ملودی با احساسات و عواطف پیوند دارد. این بخش، با آواز خواندن در ارتباط تنگاتنگ است. ویلمز آواز را بیواسطهترین ابزار بیان احساسات میدانست و تأکید داشت که پیش از هرگونه آموزش تکنیکی ساز، باید عشق به آواز را در کودک بیدار کرد.
-
هارمونی و زندگی ذهنی: هارمونی، قلمرو اندیشه و ترکیب است. درک همزمان چند صدا نیازمند نوعی بلوغ ذهنی است. ویلمز به مربیان توصیه میکرد که کاشت بذر هارمونی را با دقت و ظرافت، از طریق گوش دادن به آکوردهای ساده و همنواییهای ابتدایی انجام دهند.
این سهگانه به ما نشان میدهد که ویلمز موسیقی کودک را به عنوان تمامیت یک انسان رشدیابنده میبیند و نه یک مخزن اطلاعات که باید پر شود.
متد امیل ژاک دالکروز در آموزش موسیقی کودکان
متد ویلمز در مقایسه با سایر روشهای برجسته
ویلمز موسیقی کودک برای آنکه جایگاه این شیوه آموزشی به درستی درک شود، مقایسه مختصر آن با متدهای دیگر خالی از لطف نیست. مثلاً در روش سوزوکی، عنصر گوش دادن و تقلید و همچنین نقش پررنگ والدین شباهتهایی با متد ویلمز دارد
اما روش سوزوکی بیشتر بر آموزش ساز و از طریق حافظه شنیداری متمرکز است. در مقابل، متد ادگار ویلمز در موسیقی کودک، مبانی نظری گستردهتری دارد و فرایند پیش از ساز را بسیار مهمتر میشمارد.
در مقایسه با متد کارل ارف که آن نیز از حرکت و سازهای کوبهای کودکمحور بهره فراوان میبرد، ویلمز سهم بیشتری برای آواز و پرورش شفاف گوش قائل است. به تعبیری میتوان گفت که متد ویلمز، ترکیبی متعادل و پخته از نقاط قوت رویکردهای پیشین خود است
به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان، آشنایی متد ادگار ویلمز در آموزش موسیقی کودک را شرط لازم برای رسیدن به یک دیدگاه جامع آموزشی میدانند.
اهمیت ماندگار این شیوه برای والدین و مربیان امروز
در دنیای پرشتاب امروز که انواع محتواهای دیجیتال و ابزارهای کمک آموزشی بازار یادگیری را قبضه کردهاند بازگشت به اصول انسانی و طبیعی موجود در ویلمز موسیقی کودک بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. کودکی که بر اساس این متد آموزش میبیند
پیش از آنکه نوازنده چیرهدستی شود یک شنونده و احساسگر حرفهای بار میآید. او یاد میگیرد که با تمام وجودش با موسیقی ارتباط بگیرد و در نهایت، تکنیک را تنها به مثابه ابزاری برای تجلی این حس عمیق به کار گیرد، نه آنکه خود، برده تکنیک شود. این اولویت دادن به رشد درونی، بزرگترین دستاوردی است که متد ادگار ویلمز در موسیقی کودک برای نسل آینده به ارمغان میآورد.
برای بهرهگیری عملی از این آموزهها، مطالعه کتاب ارزشمند بنیانهای آموزش موسیقی نوشته خود ادگار ویلمز و ترجمه روان و دقیق مهران پورمندان، منبعی بیبدیل و ضروری است که مسیر اجرای این ایدههای متعالی را برای مربیان فارسیزبان هموار ساخته است.
آشنایی متد ادگار ویلمز در آموزش موسیقی کودک
به طور خلاصه دیدگاه های ویلمز را نسبت به موسیقی کودک، متد ویلمز می نامند. متد ویلمز را به علت در بر داشتن تمامی متدهای پیش از خود، می توان کامل ترین متد موسیقی کودک دانست.
به طور کلی جزئیات این متد را می توانید در کتاب بنیانهای آموزش موسیقی (اثر ادگار ویلمز) بیابید. خوشبختانه این کتاب در ایران نیز توسط مهران پورمندان ترجمه شده است.
آشنایی بیشتر با ادگار ویلمز

در همان زمان، او به کمک خودآموز، نت نویسی و هارمونی را آموخت. او برای مدتی کوتاه زندگی مشترک و گروهی را در آکادمی ریموند دانکن در پاریس تجربه کرد. جایی که او دیدار لیدی مالان، یکی از پیروان Emile Jaques-Dalcroze را ملاقات کرد.
او در سال 1925 به عنوان دانشجو به آکادمی موسیقی ژنو وارد شد. سپس به عنوان یک استاد، تئوری موسیقی، فلسفه موسیقی، توسعه شنوایی برای بزرگسالان، آغاز آموزش موسیقی برای کودکان و روش های تدریس را آموزش داد. او چندین آثار منتشر کرد که بسیاری از آنها به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده است.
ادگار ویلمز به سرتاسر جهان سفر کرد؛ تا با برگزاری کنفرانسهایی، ایدههایش را منتقل کند. او همچنین مجموعهای از تجهیزات شنیداری خاص را اختراع کرده است.
موسیقی کودک در کتاب بنیانهای آموزش موسیقی
صوت موسیقی کودک
تقویت گوش موسیقیایی
این مرحله می تواند از همان دوران جنینی آغاز شود؛ و با گوش دادن به صداهای هارمونیک و آکوردها ادامه یابد.
در ادامه فرآیند گوش موسیقیایی، ویلمز به پرورش شنوایی تاثری، اشاره می کند. منظور اون از این اصطلاح اثری است که صوت بر ذهن و روح انسان می گذارد.
این احساس در نوآموزان با ایجاد فاصله ملودیک، یا تمرین تفاوت بین صداها، آوازها، نت ها و گام ها، تقویت می شود.
وقتی نسبت به صداها واکنش ذهنی و روحی برقرار شود؛ می توان گفت این فرآیند رشد کرده است. احساس شور و هیجان و یا حتی احساسات ناخوشایند در این مرحله صورت می گیرد.
در نهایت ویلمز به پرورش شنوایی ذهنی اشاره می کند. این مرحله زمانی است که فرد می تواند با دیدن نت ها یا اندیشدن به آن صدای نت ها را در ذهن خود بشنود. البته این حالت در طیفی وسیعی از نسبی تا مطلق ادامه دارد.
آواز موسیقی کودک
از نظر او آوازها یکگ فرآیند ناخودآگاه در موسیقی هستند؛ که در آموزش موسیقی اهمیت بسیاری دارند.
ویلمز اشاره می کند که افراد خانواده، بخصوص مادران، می توانند نقش بسزایی در این بخش داشته باشند؛ چراکه آواز ارتباط نزدیکی با زبان گفتار دارد؛ و مادران می توانند از آن برای ارتباط گرفتن با کودک استفاده کنند.
ریتم موسیقی کودک
هارمونی
ویلمز معتقد است که هارمونی در درون آکورد نهفته است. او می گوید آکورد به دلیل آنکه همزمانی اصوات است؛ ارزش تاثری بالایی دارد. تمرینات آغازین برای کودکان از درک هارمونی با ترکیب دو صدا آغاز شده و کم کم صداهای بیشتری با هم ترکیب خواهند شد.
آکوردها موسیقی کودک
تکنیک ساز موسیقی کودک
خدمت و در اختیار هنر باشد.
در معنای گسترده تر تکنیک شامل ریتم، سلفژ، هارمونی و… می شود.
امیدواریم این مقاله آموزشگاه موسیقی پارسه مورد توجه شما قرار گرفته باشد.