اهمیت بداهه نوازی
بسیاری از دست اندرکاران موسیقی بخصوص آنها که دستی در آهنگسازی دارند، با بداهه نوازی میانه خوبی ندارند، حتی برخی بداهه نوازی را معادل باز کردن دهان و صحبت کردن بدون فکر و برنامه از پیش تعیین شده می دانند. اما اگر نگاه کوتاهی به تاریخ موسیقی بیندازیم به دفعات با ماجراهای خلق آثار ارزشمند موسیقی بصورت بداهه برخورد خواهیم کرد. آموزشگاه موسیقی
در واقع اگر تنها به دو نکته توجه داشته باشیم، خواهیم دید که خلق آثار موسیقی بصورت بداهه نیز می تواند قابل احترام و یا حتی با ارزش تر از آثاری باشد که به روشهای آکادمیک خلق و تهیه شده اند. به این دو نکته توجه کنید:
i – بداهه نواز دانش و توانایی های یک آهنگساز تمام عیار و حرفه ای را دارد.
ii – بداهه نواز تمام مراحلی که آهنگساز معمولی باید بصورت آکادمیک در مدت زمان قابل ملاحظه ای طی کند تا به یک اثر هنری برسد را در ذهن خود می پروراند و در حین اجرای موسیقی طی کرده آنرا اجرا می کند.
بداهه نوازی چیست و چرا در موسیقی اهمیت دارد؟
بداهه نوازی چیست؟ بداهه نوازی در موسیقی به معنای خلق و اجرای ایدههای موسیقایی در همان لحظه اجرا است؛ یعنی نوازنده بدون اینکه تمام نتها را از قبل نوشته یا حفظ کرده باشد، با استفاده از دانش موسیقی، قدرت شنیداری، احساس و تجربه خود، ملودیها و جملههای موسیقایی جدیدی ایجاد میکند.
بسیاری از افراد تصور میکنند بداهه نوازی یعنی نواختن بدون برنامه و اجرای اتفاقی چند نت در کنار یکدیگر؛ اما این تصور کاملاً اشتباه است. یک بداهه نواز حرفهای برخلاف ظاهر آزاد اجرای خود، دارای دانش عمیقی از هارمونی، ریتم، گامها، آکوردها، جملهبندی موسیقی و ساختار قطعه است. در واقع بداهه نوازی نتیجه سالها تمرین، گوش دادن، تحلیل آثار بزرگان و تقویت ذهن موسیقایی است.
بداهه نوازی را میتوان یکی از خلاقانهترین بخشهای موسیقی دانست؛ جایی که نوازنده تنها یک اجراکننده نیست، بلکه در همان لحظه تبدیل به یک خالق موسیقی میشود.
اهمیت بداهه نوازی در یادگیری موسیقی
اهمیت بداهه نوازی فقط به اجرای آزادانه چند نت محدود نمیشود؛ بلکه این مهارت نقش بسیار مهمی در رشد یک نوازنده دارد. بسیاری از نوازندگان بزرگ تاریخ موسیقی، پیش از آنکه به عنوان آهنگساز شناخته شوند، به دلیل توانایی فوقالعاده در بداهه نوازی مورد توجه قرار گرفتهاند.
یکی از مهمترین فواید بداهه نوازی، افزایش قدرت خلاقیت نوازنده است. هنرجویی که تنها اجرای نتهای نوشته شده را تمرین میکند، ممکن است در اجرای یک قطعه مهارت پیدا کند، اما نوازندهای که بداهه نوازی را یاد میگیرد، توانایی ساختن ایدههای جدید و بیان احساسات شخصی خود از طریق موسیقی را نیز به دست میآورد.
بداهه نوازی همچنین باعث تقویت گوش موسیقایی میشود. نوازنده باید بتواند در لحظه تشخیص دهد چه نتهایی با فضای قطعه هماهنگ هستند، چه آکوردی در حال اجرا است و چگونه میتوان یک جمله موسیقایی زیباتر ایجاد کرد. این توانایی باعث میشود نوازنده ارتباط عمیقتری با موسیقی پیدا کند.
از دیگر دلایل اهمیت بداهه نوازی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش اعتمادبهنفس هنگام اجرا در مقابل دیگران
- تقویت سرعت تصمیمگیری موسیقایی
- درک بهتر ساختار قطعات موسیقی
- توانایی همراهی بهتر با سایر نوازندگان
- ایجاد شخصیت و سبک شخصی در نوازندگی
به همین دلیل بسیاری از مدرسین حرفهای موسیقی، آموزش بداهه نوازی را بخشی مهم از مسیر رشد هنرجویان میدانند.
فرمول بداهه نوازی چگونه یک بداهه نواز حرفهای شویم؟
بسیاری از هنرجویان تصور میکنند بداهه نوازی یک استعداد ذاتی است و نمیتوان آن را یاد گرفت؛ اما واقعیت این است که بداهه نوازی نیز مانند هر مهارت موسیقیایی دیگر دارای اصول و تمرینهای مشخصی است.
اگر بخواهیم یک فرمول بداهه نوازی ساده اما کاربردی ارائه کنیم، میتوان آن را ترکیبی از چند عامل مهم دانست: اهمیت بداهه نوازی در موسیقی Berklee
۱. شناخت تئوری موسیقی
اولین مرحله برای بداهه نوازی، شناخت زبان موسیقی است. نوازنده باید با مفاهیمی مانند گامها، آکوردها، فواصل، ریتم و هارمونی آشنا باشد. بدون این دانش، اجرای بداهه بیشتر به انتخاب تصادفی نتها تبدیل میشود.
برای مثال نوازندهای که گام یک قطعه را میشناسد، میداند چه نتهایی قابلیت ایجاد ملودی زیبا دارند و چگونه میتواند از آنها برای ساخت جملههای موسیقایی استفاده کند.
۲. تقویت گوش موسیقایی
گوش یکی از مهمترین ابزارهای یک بداهه نواز است. بسیاری از نوازندگان بزرگ ابتدا ایده موسیقی را در ذهن خود میشنوند و سپس آن را روی ساز اجرا میکنند.
تمرینهایی مانند تشخیص آکوردها، بازنوازی ملودیهای شنیده شده و همراهی با قطعات مختلف میتواند قدرت شنیداری نوازنده را افزایش دهد.
۳. شناخت ریتم و جملهبندی موسیقی
یک بداهه خوب فقط مجموعهای از نتهای درست نیست؛ بلکه باید دارای ریتم، احساس و جملهبندی مناسب باشد. همانطور که در صحبت کردن، فقط کلمات مهم نیستند و نحوه بیان اهمیت دارد، در موسیقی نیز نحوه اجرای نتها اهمیت زیادی دارد.
نوازنده باید یاد بگیرد چه زمانی سکوت کند، چه زمانی ملودی را ادامه دهد و چگونه یک جمله موسیقی را به پایان برساند.
۴. تمرین با قطعات مختلف
یکی از بهترین روشها برای پیشرفت در بداهه نوازی، تمرین همراه با موسیقیهای مختلف است. گوش دادن به سبکهای مختلف مانند جز، بلوز، موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی باعث میشود نوازنده با ایدههای متنوع آشنا شود.
بسیاری از نوازندگان حرفهای با گوش دادن به آثار بزرگان و تلاش برای بازسازی جملههای موسیقی آنها، به مرور زبان شخصی خود را پیدا کردهاند.
۵. شروع ساده و توسعه تدریجی
یکی از اشتباهات رایج هنرجویان این است که در ابتدای مسیر تلاش میکنند بداهههای بسیار پیچیده اجرا کنند. در حالی که یک بداهه زیبا معمولاً از ایدههای ساده اما درست ساخته میشود.
بهتر است ابتدا با چند نت محدود، الگوهای ریتمیک ساده و جملههای کوتاه شروع کنید و به مرور دامنه انتخابهای موسیقایی خود را افزایش دهید.
بداهه نوازی ترکیب دانش و احساس
یک بداهه نواز موفق کسی نیست که فقط سریع نت اجرا کند؛ بلکه کسی است که بتواند بین دانش موسیقی و احساس خود تعادل ایجاد کند. تکنیک به نوازنده کمک میکند ایدههای ذهنی خود را اجرا کند و احساس باعث میشود این اجرا برای شنونده جذاب و تاثیرگذار باشد.
در آموزش موسیقی حرفهای، هدف از یادگیری بداهه نوازی فقط اجرای چند جمله آزاد نیست؛ بلکه پرورش ذهن خلاق، افزایش درک موسیقی و تبدیل شدن هنرجو به یک نوازنده مستقل است.
به همین دلیل در آموزشگاه موسیقی هنر پارسه، توجه به مهارتهایی مانند گوش موسیقایی، خلاقیت و توانایی بیان احساسات در کنار آموزش تکنیکهای نوازندگی اهمیت زیادی دارد.
انواع بداهه نوازی در موسیقی
بداهه نوازی در سبکهای مختلف موسیقی شکلهای متفاوتی دارد. در موسیقی جز، بداهه نوازی یکی از اصلیترین عناصر اجرا محسوب میشود و نوازندگان با استفاده از هارمونی قطعه، ملودیهای جدید خلق میکنند. در موسیقی ایرانی نیز بداهه نوازی جایگاه بسیار مهمی دارد و بسیاری از نوازندگان بر اساس دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی، اجراهای متفاوتی ارائه میدهند. اهمیت بداهه نوازی
بـاخ – Johann Sebastian Bach
باخ در زمان حیات شهرت چندانی در مقام آهنگساز نداشت و معمولا برچسب کهنگی سبک و از مد افتادگی به آثارش زده می شد. اما پس از یکصد سال با کشف آثار او و مشخص شدن ارزش هنری آنها، امروزه نه تنها او را بعنوان یک نابغه موسیقی می شناسند بلکه نام او بعنوان بزرگترین بداهه نواز اروپا شهرت جهانی دارد.
در تاریخ موسیقی آمده است که زمانی یکی از نوازندگان مشهور ارگ اهل کشور فرانسه برای مقابله با باخ به شهر آمده بود. اما او به محض شنیدن صدای ساز او از دور دست، هنگامی که تنها در حال گرم کردن خود برای مسابقه بود، بدون آنکه وارد کلیسا شود با قطار بعدی شهر را ترک کرد.
مهارت بداهه نوازی باخ، نقطه قوت آموزش هایش بود، او معمولا به منظور اینکه به شاگردانش معنای فی البداهه ساختن را به صورت عملی نشان دهد، معروف ترین آثارش را در چند نسخه متفاوت می نوشت و از شاگردانش می خواست که آنها را اجرا نماید. (از همین جا می توان به این نکته پی برد که بداهه نواز معمولا طرحی از موسیقی مورد نظر خود را در ذهن دارد و به هنگام اجرای آنرا بگونه ای متفاوت – از زوایای مختلف – می نوازد.)
موتزارت – Wolfgang Amadeus Mozart
حتی اگر تاریخ موسیقی را مطالعه نکنیم و تنها به تماشای فیلم Amadeus – با قبول مستند بودن – بسنده کنیم، بدون شک متوجه محبوبیت موتزارت بر خلاف باخ، در دوران زندگی اش خواهیم شد. اما موتزارت نیز در ابتدا در در مقام یک بداهه نواز، کسی که به سرعت می تواند ایده های موسیقی را پرورش داده و اجرا کند به شهرت رسید و بعدها با بزرگ تر شدن و پختگی در مقام آهنگساز و احیاناً نوازنده پیانو به شهرت رسید.
در قسمتی از زندگی موتزارت می خوانیم روزی قرار بر این بود که او به همراه کلمنتی (Muzio Clementi) در یک مسابقه نوازندگی پیانو در مقابل پاپ به نوازندگی بپردازند و جالب اینجا بود که قسمت انتهایی مسابقه، اجرای هم زمان بداهه نوازی توسط دو موسیقیدان مشهور زمانه بود.
بتهوون – Ludwig van Beethoven
بتهوون نیز همانند موتزرات در ابتدا بخصوص در وین شهرت آهنگسازی نداشت، اما در همان ایام بعنوان یک بداهه نواز بی مانند مورد تحسین قرار می گرفت. در واقع پس از گذشت ده سال کامل از محبوبیت او به عنوان یک بداهه نوازی برجسته در شهر وین، آوازه نبوغ او در موسیقی و آهنگسازی به تدریج به گوش جهانیان رسید. این هنرمند برجسته تا آخر عمر بسیاری از کارهای بزرگ خود را با بداهه نوازی تهیه کرد.
یکی از بزرگترین آرزوهای بتهوون ملاقات با موتزارت و شاگردی او بود ولی همانطور که می دانید متاسفانه این دو تنها یک بار در یک مهمانی با یکدیگر روبرو شدند و بتهوون از این تنها فرصت دیدار موتزارت استفاده کرد و از او خواست تا نت هایی برای بداهه نوازی در اختیارش قرار دهد. در همین زمان هنگامی که بتهوون به نوازندگی مشغول بود، موتزارت به همکارش توماس اتوود (Thomas Attwood آهنگساز و نوازنده ارگ انگلیسی) تاکید کرد “شهرت این جوان روزی زبانزد خاص و عام خواهد شد” .
شوبرت – Franz Schubert
علاقه بیش از حد شوبرت به آواز و موسیقی با کلام باعث شده بود که او نیز ابتدا بعنوان یک بداهه نواز ماهر پیانو در موسیقی مطرح شود. حتی در تاریخ می خوانیم که او بسیاری از اوقات در کافه ها و مراکز تجمع مردم به نواختن پیانو می پرداخت و آثاری که بتدریج در زمره کارهای او در آمدند را در همین ایام بصورت بداهه تجربه کرده بود.
شوپن – Fredric Chopin
شواهد زیادی در دست است که شوپن نیز بیشتر قطعات خود را بصورت بداهه و پشت ساز تنظیم نموده است، هر چند او به دلیل خصوصیات اخلاقی و روحی که داشت کمتر در جمع به بداهه نوازی می پرداخت و تنها در حضور دوستان و نزدیکان دست به اینکار می زد.
لیست – Franz Liszt
لیست به خوشگذارنی و تفریح بیش از حد مشهور بود و مشخصه بزرگ کنسرتهای او در این بود که در انتهای آنها با استفاده از تم های موسیقی های اجرا شده اقدام به بداهه نوازی می کرد. حتی هنگامی که برای اجرا به شهری دعوت می شد به سالن های موسیقی شهر می رفت تا با موسیقی آنها آشنا شود و بتواند به هنگام بداهه نوازی از تم های آشنای آنها استفاده کند.
برامس – Johannes Brahms
برامس در زمان کودکی از نوازندگی پیانو در رستوران ها مخارج زندگی خود را تامین می کرد. او این توانایی را داشت تا قطعات مشهوری را که در مکانهای مختلف وین می شنود بصورت بداهه اجرا کند و به همین علت نوازندگی او بسیار مورد توجه مخاطبین قرار داشت.
شهرت برامس هنگامی آغاز شد که شومان (Robert Schumann) در یکی از اجراهای سونات ویولن بتهوون که توسط برامس اجرا می شد، شرکت نمود. در آن اجرا به دلیل کوک نبودن پیانو، برامس برای اینکه بتواند با ویولن هم نوازی کند مجبور شد قطعه مورد نظر را در کلید دیگری بنوازد! (از مهمترین توانایی یک بداهه نواز تمام عیار اجرای قطعه بر روی هر کلیدی است.)
دبوسی – Claude Debussy
دبوسی بداهه نوازی را عمده مهارت هنری خود می شمرد و بارها اظهار کرده بود که کلیه خلاقیت هایش از طریق شنیداری صورت پذیرفته است. این نکته به خوبی در نحوه آرایش ملودی ها و استفاده از آکوردها در کارهای منتشر شده دبوسی مشهود است. او هموراه معتقد بود با عشقی که به صدای پرطنین دارد اجازه می دهد بداهه نوازی اجرای او را به جلو ببرد.
آیا بداهه نوازی یک استعداد ذاتی است؟
بداهه نوازی برخلاف تصور بسیاری از افراد، تنها به استعداد ذاتی وابسته نیست. هر هنرجویی با یادگیری اصول موسیقی، تمرین منظم و تقویت گوش موسیقایی میتواند این مهارت را به دست آورد. البته میزان پیشرفت افراد متفاوت است، اما مسیر یادگیری بداهه نوازی برای همه نوازندگان امکانپذیر است.
سوالات متداول درباره بداهه نوازی
بداهه نوازی چیست؟
بداهه نوازی هنر خلق ملودی و جملههای موسیقی در لحظه اجرا است که بر پایه دانش موسیقی، تجربه و قدرت شنیداری انجام میشود.
فرمول بداهه نوازی چیست؟
فرمول بداهه نوازی شامل ترکیب دانش تئوری موسیقی، شناخت ریتم، تقویت گوش، تمرین زیاد و توانایی بیان احساسات در اجرا است.
آیا یادگیری بداهه نوازی برای مبتدیان امکانپذیر است؟
بله، با آموزش اصولی و تمرین مرحلهای، هنرجویان مبتدی نیز میتوانند مهارت بداهه نوازی را یاد بگیرند.
خواندن مقاله گوشی یا از روی نت
نتیجه گیری
در هر صورت با مطالعه تاریخ موسیقی و کنار هم قرار دادن قرائن، بنظر می رسد که می توان به این نتیجه رسید که نحوه خلق آثار موسیقی در گذشته بر خلاف امروز که بیشتر بر پایه روشها و مدلهای آکادمیک است بیشتر بر پایه بداهه نوازی استوار بوده است. تنها نکته ای که جای تاسف دارد آن است که در آن دوران امکان ضبط این بداهه نوازی ها تا مدتها وجود نداشته و تنها راه ماندگار کردن آنها، گردآوری این قطعات بصورت نت موسیقی بوده است.
متاسفانه آنچه امروز باعث شده تا قبول کردن این موضوع یعنی خلق آثار هنری بصورت بداهه نزد ما دشوار باشد، چیزی جز نفوذ تفکر مهندسی و سعی در ساختاردادن به نحوه خلق آثار هنری نبوده است. راه دور چرا برویم؛ لحظه ای به تاریخ موسیقی دستگاهی ایرانی توجه کنید، آیا هیچ فکر کرده اید که چرا هنوز پایه و اساس این سبک موسیقی ایرانی بر بداهه نوازی استوار است؟
بسیاری از کسانی که نمی خواهند بداهه نوازی کنند بیشتر بیم آنرا دارند هنگام اجرا نت غلطی را بزنند که بد صدا باشد و یا چنانچه با یک گروه مینوازند از این موضوع میترسند که از هارمونی گروه عقب یا جلو بیفتند.
به این نکات توجه کنید:
– در موسیقی Jazz اصلا” نگران زدن نت اشتباه نباید بود چون شما به محض اینکه احساس کردید نتی را اشتباه زدید با نیم پرده بالا یا پایین رفتن بدون شک میتونید حداقل به نتهای هفتم یا نهم یا سیزدهم و… هارمونی لحظه ای خواهید رسید.
– جدای از این موضوع اگر به کارهای افرادی مانند تلونیوس مانک (Thelonious Monk) گوش کرده باشید، متوجه خواهید شد که چنانچه کاربرد صحیح نت ها را بیاموزیم می توان به جرات گفت که اصلآ نت فالش (false) معنی ندارد و همه نتها در هر گامی قابل اجرا هستند.
– برای احتیاط بیشتر اگر در بداهه نوازی خیلی تجربه ندارید، سعی کنید شروع ها و فرودهای ملودیهای شما روی نت های اول، سوم، پنجم یا هفتم گام باشد، همین کافی است تا ملودی بداهه شما حداقل بد صدا نباشد.
– اگر حس کردید که از هارمونی عقب افتادید یا احیانا” جلوتر هستید باز نگران نباشید چون معولا” هارمونی در سیکلهای ۴ یا ۸ یا ۱۲ یا ۱۶ میزانی تکرار می شود. لذا دست پاچه نشوید و با رعایت نکته پاراگراف بالا ادامه بدید تا به اول Progression برسید.
– تا اینجا شما مطمئن هستید که ملودی که میزنید بد صدا نیست خب این کافی نیست باید خوش صدا هم باشد. یک نکته مهم در خوش صدا بودن ملودی که هیچ ربطی به به خلاقیت ندارد، علاقه مردم به تکرار در موسیقی است. مردم دوست دارند یک جمله موسیقی را بیش از یکبار بشنوند پس هرگز سعی نکنید دائمآ ملودی های جدید اجرا کنید چون در پایان کار حتی یک ثانیه از موسیقی شما در ذهن هیچکس بجا نخواهد ماند.
– بالای ۸۰ درصد ملودی های موسیقی Jazz روی نتهای چنگ استوار شده است و اغلب کسانی که بداهه نوازی Jazz میکنند با این نتها حرکت میکنند تا روی یک نت مناسب فرود بیایند. پس سعی نکنید از بزرگان Jazz بزرگتر باشید بنابراین به همین نتهای چنگ قانع باشید و تمرینهای خود را با این نتها انجام بدید تا با تسلط بتوانید از آنها استفاده کنید.
در پایان بدانید که هیچ چیز به اندازه گوش کردن به موسیقی Jazz و تمرین همزمان هنگامی که موسیقی در حال پخش است نمیتواند قوه بداهه نوازی شما را پرورش دهد.