آنچه یک پیانیست باید بداند | راهنمای جامع و تخصصی برای هنرجویان جدی پیانو
وقتی درباره آنچه یک پیانیست باید بداند صحبت میکنیم، منظور فقط توانایی نواختن چند قطعه یا اجرای چند اتود نیست. پیانیست بودن یعنی درک عمیق متن موسیقی، شناخت سبکها، تسلط بر تکنیک، فهم هارمونی، آگاهی از تاریخ موسیقی و مهمتر از همه، داشتن شخصیت هنری مستقل در عین امانتداری.
در این مقاله از آموزشگاه هنر پارسه قصد داریم بهصورت کاملاً تخصصی بررسی کنیم:
-
برای شروع پیانو چه باید بدانیم
-
یک پیانیست باید چه چیز های رو بلد باشه
-
آیا کتاب آنچه یک پیانیست باید بداند مناسب است
-
و چه مهارتهایی یک نوازنده را از سطح متوسط به حرفهای میرساند
این مقاله مکمل توضیحاتی است که در انتهای صفحه آمده و دیدگاه آکادمیک اجرای صحیح آثار را تکمیل میکند.
برای شروع پیانو چه باید بدانیم؟
بسیاری از هنرجویان تصور میکنند شروع پیانو یعنی خرید ساز و تهیه یک کتاب آموزشی. اما اگر واقعبین باشیم، پاسخ به سؤال برای شروع پیانو چه باید بدانیم بسیار عمیقتر از این حرفهاست.
۱. شناخت ساز پیانو
یک پیانیست باید بداند که پیانو فقط یک ساز کلاویهای نیست؛ بلکه یک ارکستر کوچک است.
شناخت موارد زیر ضروری است:
-
ساختار مکانیکی پیانو (اکشن، چکشها، سیمها)
-
تفاوت پیانو آکوستیک و دیجیتال
-
عملکرد سه پدال (Soft, Sostenuto, Sustain)
-
مفهوم تاچ (Touch) و کنترل وزن دست
درک فیزیک ساز به نوازنده کمک میکند صداسازی بهتری داشته باشد.
۲. درک تئوری موسیقی
هیچ پیانیستی بدون تئوری قوی، حرفهای نمیشود. موارد ضروری:
-
نتخوانی در کلید سل و فا
-
فواصل
-
گامها و مدها
-
آکوردشناسی
-
ریتم و متر
-
فرم موسیقی
اگر هنرجویی از همان ابتدا بداند که هر نت چه جایگاهی در هارمونی دارد، رشدش چند برابر خواهد شد.
۳. تکنیک پایه
پوزیشن صحیح دست، فرم انگشتان، استقلال انگشتان، کنترل مچ و ساعد، همگی جزو پایههای ضروری هستند. تکنیک غلط در سالهای اول، بعدها اصلاحپذیر نیست یا بسیار سخت اصلاح میشود.
یک پیانیست باید چه چیز های رو بلد باشه؟
اگر بخواهیم دقیق و حرفهای پاسخ دهیم، یک پیانیست باید مجموعهای از مهارتهای فنی، ذهنی و هنری را بلد باشد:
۱. امانتداری در اجرای متن
نخستین اصل در آنچه یک پیانیست باید بداند، احترام کامل به متن آهنگساز است.
پیانیست حرفهای اجازه ندارد:
-
نتها را حذف کند
-
زینت اضافه کند
-
ریتم را تغییر دهد
-
جملهبندی را دستکاری کند
درک این اصل، پایه نگاه آکادمیک به اجراست.
۲. درک سبکشناسی
نوازندگی باخ، موتسارت، شوپن و دبوسی یکسان نیست.
-
در دوره باروک، شفافیت و پلیفونی اهمیت دارد
-
در کلاسیک، تعادل و وضوح ساختار
-
در رمانتیک، بیان شخصی و روباتو
-
در امپرسیونیسم، رنگ صوتی و فضا
پیانیستی که سبک را نشناسد، فقط نت میزند، موسیقی نمیسازد.
۳. کنترل دینامیک
کنترل طیف دینامیک از pianissimo تا fortissimo یکی از مهمترین مهارتهاست.
دینامیک نسبی است و وابسته به:
-
سالن اجرا
-
ساز
-
سبک قطعه
-
جملهبندی
۴. تسلط بر پدال
پدالگیری هنریترین بخش نوازندگی پیانو است.
انواع پدالگیری:
-
پدال سینکوپ
-
پدال هارمونیک
-
پدال ریتمیک
-
نیمپدال
در فوگهای باخ تقریباً پدال حذف میشود، در حالی که در آثار رمانتیک بدون پدال صداسازی ناقص خواهد بود.
۵. ریتم و مترونوم
مترونوم ابزار تمرین است، نه ابزار اجرا.
پیانیست باید:
-
ریتم درونی قوی داشته باشد
-
بتواند روباتو را کنترل کند
-
درک درستی از تمپو داشته باشد
مهارتهایی که پیانیست حرفهای را از مبتدی جدا میکند
۱. شنیدن فعال
پیانیست حرفهای فقط نمینوازد؛ بلکه همزمان گوش میدهد.
به:
-
بالانس بین دو دست
-
وضوح خطوط ملودیک
-
کیفیت آرتیکولاسیون
۲. آنالیز قبل از اجرا
قبل از شروع تمرین، قطعه باید تحلیل شود:
-
تونالیته
-
مدولاسیون
-
ساختار فرم
-
توزیع دینامیک
این تحلیل، تمرین را هدفمند میکند.
۳. مدیریت تمرین
تمرین مؤثر شامل:
-
تمرین آهسته
-
تمرین بخشبندی
-
تمرین دست جدا
-
تمرین با ریتم تغییر یافته
کیفیت تمرین مهمتر از زمان تمرین است.
آیا کتاب آنچه یک پیانیست باید بداند مناسب است؟
بسیاری از هنرجویان میپرسند: کتاب آنچه یک پیانیست باید بداند ایا مناسب است؟
پاسخ وابسته به سطح هنرجو است.
اگر این کتاب به مباحث زیر بپردازد، میتواند بسیار مفید باشد:
-
اصول اجرای آکادمیک
-
شناخت سبکها
-
تحلیل قطعات
-
راهنمایی درباره پدال و دینامیک
-
نگاه تاریخی به دورهها
اما هیچ کتابی جای استاد را نمیگیرد.
مطالعه بدون راهنمایی معلم ممکن است باعث برداشتهای اشتباه شود.
در آموزشگاه هنر پارسه تأکید بر این است که کتاب بهعنوان مکمل آموزش استفاده شود، نه جایگزین آن.
تفاوت اجرای تمرینی و اجرای صحنه
یکی از بخشهای مهم در آنچه یک پیانیست باید بداند، تفاوت بین تمرین و اجراست.
در تمرین:
-
سرعت پایین
-
تمرکز بر جزئیات
-
اصلاح اشتباهات
-
تکرار هدفمند
در اجرا:
-
وفاداری کامل به تمپو مشخص
-
کنترل استرس
-
تمرکز بر بیان موسیقایی
-
انتقال احساس
روانشناسی نوازندگی
پیانیست حرفهای باید ذهن آموزشدیده داشته باشد.
کنترل استرس صحنه
-
شبیهسازی اجرا در تمرین
-
ضبط اجرا
-
تنفس کنترلشده
مدیریت تمرکز
-
تمرین ذهنی بدون ساز
-
تصویرسازی اجرای موفق
توسعه گوش هارمونیک
یک پیانیست باید بتواند:
-
آکوردها را تشخیص دهد
-
پیشروی هارمونی را پیشبینی کند
-
صدای درونی هر خط را بشنود
این مهارت باعث اجرای عمیقتر میشود.
رپرتوار استاندارد برای رشد پیانیست
برای رشد اصولی، پیانیست باید از هر دوره قطعه داشته باشد:
-
اینونسیونها و فوگها
-
سوناتهای کلاسیک
-
نوکتورنها و والسهای رمانتیک
-
قطعات امپرسیونیستی
تنوع رپرتوار باعث رشد همهجانبه میشود.
اشتباهات رایج هنرجویان پیانو
-
تمرین با سرعت بالا در مراحل اولیه
-
بیتوجهی به جملهبندی
-
استفاده بیش از حد از پدال
-
حفظ کردن بدون تحلیل
-
تقلید اجرای دیگران بدون درک شخصی
اگر بخواهیم خلاصه کنیم، آنچه یک پیانیست باید بداند شامل پنج ستون اصلی است:
۱. تکنیک صحیح
۲. درک تئوری و هارمونی
۳. شناخت سبکها
۴. امانتداری در اجرای متن
۵. شخصیت هنری مستقل
پاسخ به سؤال برای شروع پیانو چه باید بدانیم این است: از همان ابتدا باید درست و اصولی شروع کنیم. تماس با ما
و پاسخ به این پرسش که یک پیانیست باید چه چیز های رو بلد باشه این است: بسیار فراتر از نتخوانی ساده.
در ادامه، دیدگاه تخصصی درباره اجرای صحیح آثار که پیشتر در این مقاله آمده است را مطالعه میکنید
اول از همه اینکه یک نوازنده باید امانت دار خوبی باشد ، بدین معنی که چیزی که آهنگساز در متن نت نوشته است را همانطور اجرا کند.
اصولا نوازنده اجازه ندارد دخل و تصرفی در متن نت ایجاد کند.
از دوره ای که در موسیقی مترونوم و تمپو تعریف شد و آهنگسازان تمپو و حالات مختلف آثارشان را با جزئیات در متن نت نوشته اند که خب اصولا جای سوالی باقی نمیماند.
البته این نگاه در دوره های مختلف موسیقی کمی متفاوت است.
برای مثال اگر از آهنگسازان دوره کلاسیک ( موتسارت و بتهوون ) اثری اجرا میکنیم آزادی عمل خیلی کمتری داریم حتی به جرات میتوان گفت در آثار موتسارت نزدیک به صفر.
مقالات علمی درباره آموزش موسیقی و رشد شناختی
ولی جلو تر که میرویم و به دوران رومانتیک میرسیم خب قطعا خیلی از قوانین دوره کلاسیک شکسته شده اند..آزادی عمل بیشتری دارد نوازنده برای اجرای روباتو ها و … البته در پاسخ به دوستانی که پرسیده بودند آیا میتوانیم برای مثال در آثار شوپن ، نت زینت اضافه کنیم ، باید بگویم خیر..جناب شوپن قطعا به اندازه کافی زینتها رو استفاده کرده اند.
وقتی ما میخواهیم نت زینت اضافه کنیم یعنی اینکه اولا امانتداری نمیکنیم. دوما به نظر من اگر از شوپن بیشتر میفهمیم خوب چرا خودمان کاری ننویسیم و هر چقدر که دلمان خواست نت زینت و …. به آن بیفزاییم.
از نظر نگاه آکادمیک نیز به هیچ عنوان اینگونه تغییرات در آثار بزرگان ، قابل قبول نمیباشد.
در مورد سرعت قطعات نیز باید بگویم خب قطعا بهتر است که با سرعتی که آهنگساز مشخص کرده نواخته شود “البته فقط برای کنسرت و نه تمرین” .
به قول استراوینسکی هر قطعه موسیقی فقط میتواند یک تمپو داشته باشد و آن سرعتیست که هم هارمونیها و هم ملودی به درستی شنیده شوند.
نکته بعدی در مورد جمله بندی ها:
سعی کنیم از روی نتهای اورجینال کار کنیم..نتهای اورجینال اصولا جمله بندی های درستی دارند از آنجایی که یا خود شخص آهنگساز و یا موسیقیدانان بزرگی روی آن کار و ادیت کرده اند (در مورد آثار قدیمیتر که جمله بندی ها را خود آهنگساز وارد نکرده)
دینامیکها: در دوره باروک به دلیل اینکه ساز پیانو فورته هنوز اختراع نشده بود و تکامل نیافته بود و کلاوسن – هارپسیکورد – کلاویکورد و ارگ کلیسا فاقد تاچ ریسپانس بودند، بنا براین آهنگسازان آن دوره حتی به این نکته فکر هم نمیتوانستند بکنند.بعدها موسیقیدانان بزرگ نتها را ادیت کردند و دینامیک گزاری..در هر حال در موزیک دوره باروک خیلی بازی با دینامیک نداریم.
کلا بازه دینامیک در هر دوره با تکامل یافتن سازها گسترش پیدا کرد..و از آنجایی که دینامیکها تماما نسبی هستند توصیه میکنم در مورد هر قطعه از استاد خود کمک بگیرید.
در مورد استاکاتو ها و لگاتوها نیز هرگز اجازه تغییر نداریم.( طبق متن نت اورجینال).
در مورد پدال نیز باید بگویم که انواع مختلفی از پدالگیری داریم..نمیتوان بصورت کلی چیزی گفت.چون در هر قطعه و هر بخش و هر میزان و حتی در هر ضرب پدالهای مختلفی مورد نیاز است.
البته در مورد فوگهای باخ که خب قطعا پدال نیاز ندارند و اتفاقا پدالگیری باعث تخریب فوگ میگردد.
از معلمان خوب خود کمک بگیرید.
